پیامهای مشاوره
این وبلاگ برای ارسال پیامهای مشاوره ای میباشد.

نکاتی کلیدی و خلاصه در ارتباط با اهمیت بهداشت خواب

بهـداشـت خواب عبارت است از مجموعه عاداتی که به شما کمک می کنند تا خواب راحتی را تجربه کنید. شما می تـوانـید با چند اصـلاح و تـعـدیـل در شیـوه زنـدگی خـود بطور چشمگیری کیفیت خـواب خـود را بـهبـود بـخشـید. اهـمـیت خـواب در انسان بسیار بیـشـتر از آن است که شما تصور می کنــید. نقش خواب در حفظ سـلامـت جـسم و روان  حیاتی میباشد. تقویت سیستم ایمنی بدن، ترمیـم نـورون هــا و حــفـظ کـارآمـدی سیسـتــم عـصـبـی، سـامانـدهـی یـادگـیری و حافظه، و رشد کودکان و نوجوانان (۸۰ درصد هورمون رشد حین خواب ترشح میگردد) از نقشهای عمده خواب میباشند..

بنابراین محرومیت از خواب و کمبود خواب اثرات مخرب و نامطلوبی  بجای میگذارد مانند:

1-سیستم ایمنی بدن شما ضعیف و نا کارآمد میشود.

2-ناتوانی در تمرکز کردن. قدرت تمرکز شما با میزان خواب شما ارتباط مستقیم دارد.
3 - چرت زدن در طی روز.
.4-احساس تحریک پذیری، افسردگی، اضطراب، بد خلقی و خستگی در طی روز
 5- اشکال در بلند شدن از خواب .

6-کاهش توان یادگیری و حافظه ،کاهش کارایی ذهنی ،کاهش هوشیاری.                                         

 7-افزایش خشونت طلبی.

اما انسانها به چه میزان خواب در طی شبانه روز نیاز دارند؟ سن عامل تعیین کننده نیازبه  خواب در انسان است.

) 1- نوزادان تازه متولد شده: ۱۸-۱۶ ساعت (بیشتر در طی روز تا شب
2- نوزادان زیر یک سال: ۱۶-۱۴ ساعت و حداقل ۲ بار چرت در طی روز
3- کودکان ۳-۲ سال: ۱۲-۱۰ ساعت در شب و ۲-۱ ساعت در روز

4- کو دکان ۵-۴ سال:۱۲- ۱۰ ساعت در شبانه روز

5- کودکان ۱۲-۷ سال: 5/10 ساعت در شبانه روز

6- نوجوانان:8تا5/9 ساعت در شبانه روز
7- بزرگسالان: 7تا 5/8 ساعت در شبانه روز
8- سالمندان: 5/6 ساعت در شب و یک ساعت در روز

 

.تکنیکهای ریلکسیشن و یا تن آرامی (آرام سازی) میتواند به شما کمک کند تا راحت تر بخواب روید *  

توصیه های تکمیلی در ارتباط با بهداشت خواب:

ساعات مورد نیاز خواب در طول شبانه روز باید در محدوده زمانی خاص خودش باشد نه اینکه بخواهیم کمبود خواب شب را در طول روز جبران کنیم.مثلا افرادی که شیفت شبانه کار می کنند و در طی روز می خوابند دچار عوارض جسمی و روحی – روانی کم خوابی می شوند.بهترین زمان خواب ساعت 22 تا اذان صبح می باشد.

لازم به ذکر است که هورمون های رشد و هورمون هایی که باعث شادابی،یادگیری و تقویت سیستم ایمنی بدن می شوند در ساعات خاصی آن هم در حالت خواب ترشح می شوند .(ساعت 30/23 – 30/1 بامدادو 30/3 بامداد).پس سعی کنیم حد اکثر قبل از ساعت 30/22 بخواب رفته باشیم.

در زمان خواب و رویا دیدن ،مغز و بدن تقریباّ شبیه زمان بیداری و حتی گاهی بیشتر فعالیت می کند و هر چه میزان نشخوار یا تعارض افکار منفی و غیر سازنده در طول روز بیشتر باشد ، مغز مجبور است خواب و رویاهای بیشتری سازماندهی کند که حاصل آن خستگی و کوفتگی صبحگاهی خواهد بود. هرگاه میزان استرس و تعارض های عاطفی روزانه بیشتر از ظرفیت التیامی مغز در خواب شود ، آنگاه است که که شخص صبح زود از خواب بیدار می شود و دیگر خوابش نمی برد.

سعی کنید در طول روز بین ساعت 14 تا 16 حدود 30 تا 60 دقیقه بخوابید .قبل از اینکه خواب وارد مرحله عمیق بشود از خواب بیدار شوید.

شب ها از پرخوری خودداری کرده و ترجیحاّ فقط از سبزیجات،میوه جات و حبوبات و غلات و آنهم به میزان کم استفاده نمایید و سرشب شام بخورید از ساعت 7 الی 8 شب.

مطالعه برای بسیاری از افراد حکم قرص خواب را دارد. لذا قبل از خواب هم می توانید به مطالعه ی خود ادامه دهید.تحقیقات نشان داده اند موضوعاتی که قبل از خواب مطالعه می شونددر هنگام خواب طبقه بندی و زودتر یادگرفته می شوند.

روزی حداقل 30دقیقه ورزش حتی پیاده روی ساده داشته باشید.

هنگام خواب قبل از این که به خواب رویدیک وضعیت ثابت داشته باشیدو مرتب این طرف و آن طرف نچرخید و پاهای خود را باز و بسته نکنید تا زودتر خوابتان ببرد.

برخی از افرادموقع خوابیدن همه ی اتفاقات ناخوشایند روزانه ی خود را مرور می کنندو بعضی از افراد هم با دل نگرانی های فردا سعی می کنندبه خواب شبانه فرو روند .یکی از رموز شاد زیستن آن است که هر شب موقع خوابیدن به موفقیت هایتان فکر کنید و صفات مثبت خود را مرور کنید.با انجام این کار خوراکی که قبل از خواب به مغز خود می دهید در طول شب مورد استفاده قرار می گیرد و صبح با روحیه ی شادتری از خواب برمی خیزید.

[ یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 11:0 ] [ ف . رسولی جزی ]

رهنمود هایی کاربردی  در ارتباط با نقش و وظیفه والدین در جهت کارهای درسی و شخصی فرزندان

بعضی از والدینی که به مشاور مراجعه می نمایند از این نگرانند که فرزندشان آن طور که باید درس نمی خواند ، به حرف والدین خود گوش نمی دهد ، احترام آنها را نگه نمی دارد و گاهی اوقات عصبانی شده و پرخاشگری می کند .

 به نظر شما علت چیست ؟!!!

آیا ممکن است شرایط رشد فرزند آنها بطور مادر زادی او را به اینجا رسانده و خصوصیات او جنبه ارثی و ژنتیک داشته باشد؟

یا ممکن است نحوه ی ارتباط والدین و اطرافیان با فرزند او را به اینجا رسانده باشد؟

می دانیم اگر فرزندان خودشان کارهای درسی و شخصی خود را بدون اشاره والدین انجام دهند والدین احساس آسودگی بیشتری می کنند و رابطه آنها با فرزند نیز مطلوب تر خواهد بود.

با نگاه به شرایط دانش آموزان موفق فعلی یا بررسی زندگی بزرگان علمی، دانشمندان و مخترعان و هنرمندان به این نکته پی می بریم که همه ی آنها خودجوش بوده اند، ما نداریم فرد موفقی را که با امر و نهی والدین و یادآوری آنها به جایی رسیده باشد.

تصور اولیه والدین این است که اگر کارهای درسی و شخصی فرزندشان را به او تذکر دهند او رشد و پیشرفت بهتری خواهد داشت اما پس از مدتی متوجه خواهند شد که امر و نهی آنها نه تنها باعث رشد و پیشرفت فرزندشان نمی شود بلکه باعث عصبانیت و پرخاشگری او نیز شده است.در ادامه ضمن بررسی عوارض و اشکالات امر و نهی در کارهای درسی و شخصی توصیه هایی نیز برای ترغیب فرزندان به فعالیت های مربوطه خواهیم داشت.

عوارض امر ونهی در مورد کارهای درسی و شخصی

- وابستگی به امرو نهی (ممکن است فرزند منتظر بماند تا پس از تذکر والدین سراغ کارهای خود برود.)

- انجام فعالیت بطور سطحی و سرسری و به اصطلاح رفع تکلیف

- دلسردی و اکراه تدریجی  نسبت به انجام کارهای واگذار شده و در صورت ادامه امر و نهی ، انصراف کامل از ادامه ی فعالیت.

- عصبانیت و پرخاشگری نسبت به والدین ( در صورت امر و نهی و اصرار به فرزند برای انجام کارهای درسی یا شخصی او احساس می کند که این کارها را بطور اجباری باید برای والدین انجام دهد و از خود اختیاری ندارد بنابراین احتمال عصبانیت و پرخاشگری زیاد می شود.)

- کاهش میزان یادگیری به جهت احتمال نداشتن آمادگی لازم توسط یادگیرنده

کاهش اعتماد به نفس ( با توجه به اینکه فرزند وابسته ممکن است پیشرفت های خود را به دیگران نسبت دهد و می بیند که در انجام کارها از خود اختیاری ندارد  بنابراین در انجام کارهای بعدی بدون حضور والدین ممکن است دچار کاهش اعتماد به نفس و شک و تردید شود.)

-کاهش حس مسئولیت پذیری معمولا"افراد وقتی مسئولیت کارهای خود را می پذیرند که در شروع آن کار حق انتخاب داشته باشند پس افرادی که مجبور به انجام کاری شده اند نه در دنیا و نه در آخرت مورد مواخذه قرار نمی گیرند.

کم شدن نگرانی فرزندان نسبت به کارهای خودشان به این دلیل که احساس می کنند والدین نگران انها هستند و به عبارتی هوای کار را دارند و اجازه نمی دهند که کار خراب شود .

ممکن است برای والدین که نگران پیشرفت و موفقیت فرزند ان خود هستند این سوال پیش بیاید که : ما چه کارهایی می توانیم انجام دهیم که فرزندانمان با شوق و ذوق بیشتری کارهای درسی و شخصی خود را انجام دهند .

توصیه های کاربردی:

1- حذف امر و نهی در ارتباط با انجام کارهای درسی و شخصی

2- اطلاع دادن به فرزندان که ما در انجام کارهای شخصی آنها دخالتی نمی کنیم .

2- تعریف و توصیف مثبت و توجه به صفات و رفتارهای مثبت فرزندان در طول زندگی ( نوازش های کلامی) به جای ایراد گرفتن و توجه به نقطه ضعف ها.

3- ارائه ی نظر و پیشنهاد به جای تحمیل نظر

4- نسبت دادن موفقیت ها و پیشرفت ها ی فرزندان به تلاش و زحمت خود آنها

5- داشتن انتظار درصدی از خطا و اشتباه در رفتار فرزندان

*مشکلات خود را بر ماسه ها بنویسید و موفقیت های خود را بر سنگ مرمر*

[ پنجشنبه دهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 22:2 ] [ ف . رسولی جزی ]

با توجه به اهمیت فوق العاده و شگفت انگیز نوازش های جسمی و کلامی در افزایش شادابی فرزندان و مشاهده ی مکرر غفلت خانواده ها از این موضوع مهم ، بر آن شدم تا نکاتی را مورد اشاره و تاکید قرار دهم به این امید که والدین گرامی که نگران رشد و تربیت فرزندان دلبند خود هستند با استفاده از راهکارهای قابل اجرایی که ذکر خواهد شد روابط صمیمانه و نزدیکتری با فرزندان خود داشته باشند و در نتیجه میزان شادابی فرزندان خود را افزایش دهند.

همه می دانیم که انسان نیازهایی دارد که برای ادامه ی حیات باید آنها را براورده نماید و غفلت از آنها سلامت او را به خطر انداخته و او را به سوی مرگ و نیستی سوق می دهد بنابراین نه تنها انسان بلکه تمام موجودات زنده تلاش می کنند برای زنده ماندن خود به هر قیمتی که شده این نیاز ها را برآورده کنند . لازم به تاکید است که اگر این نیازها در جای اصلی خود وبه روش معمول و مطلوب برآورده نشود ممکن است از راه های غیر معمول و حتی خطرناک برآورده شود در ادامه به نمونه هایی از این نیاز ها اشاره می کنیم .

نیاز به هوا :

اولین نیاز ما به تنفس می باشد . ما به وسیله نفس کشیدن اکسیژن مورد نیاز بدن خود را تامین می کنیم و بدون تنفس بیشتر از 5 دقیقه زنده نمی مانیم.حالا تصور کنید که در اتاقی قرار گرفته اید که به دلیل بسته بودن در و پنجره هوای لازم وارد آن نمی شود و شما پس از مدتی احساس خفگی می کنیدو سعی می کنید پنجره را باز نمایید در صورتی که باز کردن پنجره امکان پذیر نباشد شما تلاش می کنید که آن اطاق را ترک نمایید و به جایی بروید که هوای مناسب و کافی برای تنفس داشته باشد.

نیاز به آب:

آب لازمه حیات تمام موجودات زنده می باشد و ما انسانها حداکثر 24 ساعت بدون آب زنده می مانیم . پس از این مدت کلیه ها از کار می افتد و ما دچار مشکل می شویم  و در صورتی که از تجهیزات پزشکی خاص استفاده نکنیم مرگ ما حتمی است .حال اگر ما در محیطی باشیم که پس از احساس تشنگی آب کافی در آنجا وجود نداشته باشد سعی می کنیم که آن محیط را ترک کرده و به جایی برویم که آب کافی و سالم وجود داشته باشد لازم به تذکر است که اگر مدت زمان تشنگی ما طولانی شود و به آب سالم دسترسی پیدا نکنیم ، به محض اینکه به آب رسیدیم از شدت تشنگی بدون توجه به این که آن آب سالم و بهداشتی هست یا نه آن را مورد استفاده قرار می دهیم.

نیاز به غذا:

برای همه ما بدیهی است که غذا از نیاز های اصلی می باشد و بدون غذا ادامه ی زندگی امکان پذیر نمی باشد. حاکثر زمانی که ما بدون غذا زنده می مانیم 5 تا 7 روز می باشد .در صورتی که در منزل یا محل زندگی ما غذا ی لازم وجود نداشته باشد ، تلاش می کنیم تا به محلی برویم که غذای کافی برای ما وجود داشته باشد و اگر شدت گرسنگی  زیاد باشد فرد گرسنه به هر نوع غذایی راضی می شود و آن را مورد استفاده قرار می دهد و به سالم و بهداشتی بودن آن توجهی نمی کند.

تمام موجودات زنده اعم از گیاه یا جانور در نیاز های نام برده در بالا مشترکند و در صورتی که با کمبودی مواجه شوند سعی و تلاش خود را در جهت تامین و برآورده کردن آن نیاز افزایش می دهند.موجوداتی که امکان مهاجرت داشته باشند به مکان هایی که آب و غذای کافی وجود داشته باشد مهاجرت می کنند و گونه هایی که امکان جابجایی ندارند به خصوص آنهایی که اسیر دست انسان هستند با این کمبودها و به عبارتی مرگ دست و پنجه نرم می کنند و عوارض سوء تغذیه برای آنها اجتناب ناپذیر است.

همه ی ما به نیازهای گفته شده در بالا توجه داریم و نهایت سعی خود را می کنیم تا خود و خانواده و فرزندان ما از این نظر تامین باشند و کمبودی احساس نکنند و این وظیفه ی کوچکی است که به عهده گرفته ایم و مسئولیت آن را هم می پذیریم و هیچ منتی هم سر کسی نمی گذاریم و طلبکار هم نیستیم.آیا تا همین جا کافی است ؟ آیا در این حد به خود وخانواده و فرزندان توجه کردن و نیازبه آب و غذا و لباس آنها را برطرف کردن کافی است  ؟ آیا همین که فرزند ما نسبت به آب و غذا  احساس تشنگی و گرسنگی نداشته باشد کافی است؟ اگر کافی است پس چرا حدود 20درصد دانش آموزان جامعه ما افسرده هستند و احساس غمگینی می کنند؟چرا تعدادی از بچه های ما نسبت به والدین خود پرخاشگری می کنند ؟چرا تعدادی از فرزندان ما کم در خانه می مانند و به محض رسیدن از مدرسه به خانه و گذاشتن کیف و کتاب به بهانه های مختلف خانه را ترک می کنند  و تا دیر وقت به خانه برنمی گردند و ممکن است دیر یا زود به افراد غیر قابل اعتماد بیرونی چراغ سبز نشان دهند؟ چرا تعدادی از بچه های ما بهانه گیر شده اند و کفتر و موتور و موبایل و ... می خواهند ؟آیا نباید فکر کنیم که این ها نیز نمونه هایی از گرسنگی و تشنگی است که بچه های ما را رنج می دهد  و آنها سعی می کنند به هر طریق که بتوانند خود را از نظر عاطفی و روانی سیر نمایند؟

نیاز به توجه

پدران  و مادران گرامی که دغدغه ی رشد و تعالی و شکوفا شدن فرزند خود را دارید ، نیاز دیگری هم هست که از آن غفلت کرده ایم و در فضای امن خانه به آن نپرداخته ایم و فرزندان ما احساس گرسنگی و تشنگی آن را می کنند و آن نیاز به توجه است نیاز به دیده شدن و نیاز به تایید.

پدر و مادر گرامی لازم است در طول شبانه روز بارها و بارها فرزند خود را در هر سن وسالی که هست در آغوش بگیری ، او را ببوسی و به وجودش افتخار کنی و از این نترسی که مبادا فرزندت لوس شود .

لازم است صبح سر سفره ی صبحانه کنار فرزندت بنشینی، موقع رفتن به مدرسه بدرقه اش کنی و وقتی که بر می گردد منتظرش باشی ، به استقبال او بروی و احساس دلتنگی و دوست داشتنت را به تقدیم کنی .

لازم است بارها و بارها با فرزندت بازی کنی و از او ببازی نه اینکه فقط به گذشته ات افتخار کنی و شرایط سخت زندگیت را به رخ او بکشی و...

 

 

اگر چنین کردی و از او توقع نداشتی او را سیر کرده ای  و مطمئن باش که وقتی او سیر شد می تواند انتظارت را برآورده نماید .وقتی سیر شد می تواند به تو محبت کند و احترام بگذارد.وقتی سیر شد به بهانه های مختلف پرخاش نمی کند و عصبانی نمی شود.وقتی سیر شد استرس او هم کم می شود و مهربان می شود. وقتی که سیر شد تلاش درسی او هم بیشتر می شود چون دیگر و وقت و انرژی خود را صرف رفع گرسنگی و تشنگی عاطفی و روانی خود نمی کند.

پدر و مادر گرامی به جای اینکه رفتارها ی منفی و اشتباهات فرزند خود را زیر ذره بین بگذاری و آنها را بزرگ کنی ، رفتارهای مثبت او را ببین تا خود را و توانمندی هایش را باور کند . آری فرزندان ما در حال تمرین زندگی هستند و خطا و اشتباهات کوچک برای آنها طبیعی است .اگر توانستی رفتارهای مطلوب و مثبت فرزندت را بزرگ کنی ، رفتار ها و صفات منفی کم رنگ خواهد شد و به مرور از بین خواهد رفت.

 

[ سه شنبه یکم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 10:40 ] [ ف . رسولی جزی ]
خود را با دیگران مقایسه نکن که یا مغرور می شوی یا سرخورده"

هم والدین و هم نوجوانان در مواردی ازمقایسه استفاده می کنند .والدین وقتی از مقایسه استفاده می کنند که می خواهند فرزند خود را به تلاش وادار کرده و به زعم خود باعث رشد و پیشرفت فرزند خود شوند و می گویند فلانی را ببین ! از فلانی یادبگیر !

نوجوانان وقتی خود را با دیگران مقایسه می کنند که می خواهند به وضعیت موجود خود دل خوش کنند وخود را به آرامش برسانند یا در مقابل سرزنش های والدین خود موضع دفاعی بگیرند و ممکن است از چنین جملاتی استفاده نمایند من ازبقیه همکلاسی های خود وضعیت بهتری دارم. ! بقیه خیلی از من ضعیف تر هستند!

در مواردی هم نوجوانان خودجوش وفعال که انگیزه ی پیشرفت بالایی دارندوبیشتر دچار استرس می باشند خودشان را با همسالان خود مقایسه می نمایند و سعی می کنند خود را به سطح آنها برسانندوازپیشرفت خود احساس رضایت نمی کنند.

با دقت در نمونه های بالا می بینیم که تمام وضعیت های مقایسه حالتی بیمار گونه داشته و به جای رشد و پیشرفت فرد باعث توقف رشد وبالندگی او می شوند. آسیب های مقایسه آن قدر زیاد است که آن را به ورود سم به بدن فرد شبیه کرده اند.حال چه دیگران فرد را مقایسه کرده باشندوچه اینکه خود فرد خودش را با دیگران مقایسه کرده باشد.وقتی که فردی از جانب دیگران مقایسه می شود در خود احساس حقارت وخود کم بینی کرده و ضمن اینکه نسبت به فرد مقایسه کننده عصبانی می شود و رابطه اش با او سرد وبی روح می شود نسبت به فردی هم که با مقایسه شده است حالت کینه و حسادت خواهد داشت و او را مزاحم آرامش خود خواهد دانست و رابطه اش با او مخدوش خواهد شد.

در مواردی که خود فرد خودش را با دیگران مقایسه می کند در حقیقت مانع رشد و شکوفایی خود شده است و این نتیجه نامطلوب به چند دلیل اتفاق می افتد:اگر وضعیت دیگران ضعیفتر باشد فرد به وضعیت فعلی خود دل خوش کرده و از خودش راضی خواهد بود و بنابراین برای بهبود وضعیت خود تلاشی نخواهد کرد.واگر وضعیت دیگران بهتر از خودش باشد در ابتدا تلاش می کند تا خود را به آنها برساند اما اگر نتواند خود را به آنها برساند، به تدریج خود را ناتوان دانسته و ازتلاش دست می کشد.اگر هم فرد به وضعیت  رقیبان خود برسد باز هم او نمی تواند مطمئن باشد که پیشرفت کرده است چرا که ممکن است دیگران به اندازه ی کافی تلاش نکرده اند که در حال حاضروضعیت خوبی از نظر پیشرفت داشته باشند.

بهترین حالت مقایسه این است که هر فرد خودش را با خودش مقایسه نماید یعنی پیشرفت های خود را نسبت به وضعیت قبلی خودش ارزیابی نماید در این صورت اگر تغییری داشته باشد متوجه این تغییر خواهد شد حال چه این تغییر در جهت افت  باشد یا درجهت پیشرفت.به بیانی دیگر باید بگوییم که ملاک و معیار ما برای مقایسه باید ثابت باشد که بتوانیم متوجه تغییر وضعیت خود بشویم و چنین ملاک و معیار ثابتی فقط و فقط ، وضعیت قبلی خود فرد می باشد.

[ جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ ] [ 10:39 ] [ ف . رسولی جزی ]

- کودکی اول:

کودکی اول 6 سال اول زندگی یک کودک را شامل می شود .عمده ترین ویژگی که از نظر روان شناسی برای این دوره برشمرده شده است ، ویژگی ناپیروی می باشد . به عبارت دیگر در این دوره کودک از کسی تبعیت نمی کند و در این دوره مسئولیت پذیر نیست.

این دوره با هفت سال اول حدیث معروف حضرت پیامبر (ص)که دوره ی سیادت و سروری نامیده شده است ، مطابقت می کند.لازم است به این نکته ی مهم توجه کنیم که برداشت نادرست از حدیث یا متون روان شناسی ممکن است کار تربیت کودک را دچار مشکل کند .نا پیرو بودن و سرور بودن با امر و نهی کردن در جهت آموزش مهارت های زندگی و حد و مرزهابه فرزندان مغایرتی ندارد چرا که 6 سال اول از حساس ترین مراحل رشد کودک می باشد و شخصیت در این مرحله شکل می گیرد .بدنبال امر و نهی های والدین  وجدان اخلاقی کودک شکل گرفته  و ارزش ها و ضد ارزش ها به کودک شناسانده می شود .

مشاوره با کودکان زیر 6 سال به علت رشد ناکافی مهارت های کلامی و فرایندهای ذهنی  به صورت غیر مستقیم می باشد .تست نقاشی کودکان یکی از ابزار های تشخیصی بوده و مشاوره در غالب موارد شامل توصیه به والدین در جهت ایجاد ارتباط مطلوب با فرزند می باشد .در جلسات مشاوره تکنیک های رفتار درمانی در جهت ایجاد یا افزایش رفتار های مطلوب وکاهش یا خاموش سازی رفتارهای نامطلوب به والدین آموزش داده می شود..در این مرحله روی آموزش مهارت های زندگی از طریق والدین به فرزندان تاکید می شود.

2-کودکی دوم:

6سال دوم زندگی یعنی دوره ی دبستان ،کودکی دوم خوانده می شود .ویژگی بارز کودکان در این دوره ی سنی دگرپیروی می باشد به دلیل این ویژگی است که شروع مدرسه و آموزش رسمی پس از 6 سالگی می باشد . این دوره با هفت سال دوم حدیث حضرت پیامبر(ص) یعنی دوره ی عبودیت مطابقت دارد.هر چه سن کودک بیشتر می شود مهارت های کلامی و فرایند های ذهنی رشد یافته تر می شود و امکان مشاوره مستقیم با کودک بیشتر می شود . آن چه که لازم است در این دوره به آن پرداخته شود و دارای اهمیت قابل توجه می باشد پیشگیری از وابستگی کودکان به والدین در انجام کارهای درسی و شخصی می باشد.

3- دوره نوجوانی

نوجوانی از حدود 12 سالگی شروع شده و تا 18 سالگی ادامه می یابد .بعضی از روانشناسان نوجوانی را به دو دوره مجزا شامل نوجوانی اول و نوجوانی دوم تقسیم کرده اند . نوجوانی اول یعنی سنین 12 تا 15 سالگی با دوره ی راهنمایی تحصیلی مطابقت دارد . و نوجوانی دوم یعنی سنین 15 تا 18 سالگی با دوره ی دبیرستان مطابقت دارد.ویزگی بارز این دوره از نظر روان شناسی خود پیرو بودن نوجوان می باشد .نوجوان دوست دارد که مستقل از بزرگسالان عمل کند و دوست دارد که استقلال و موجودیت او توسط بزرگسالان زندگی او تایید شود.این دوره با هفت سال سوم حدیث حضرت پیامبر (ص)یعنی دوره ی وزارت و مشورت مطابقت دارد.

با شروع دوره راهنمایی یا نوجوانی دانش آموز به صورت مستقیم مورد مشاوره قرار می گیرد و نهایتا" توصیه های لازم به والدین هم ارائه می شود.در این دوره ی سنی جلسه ی مشاوره با حضور خود نوجوان شروع می شود .وقتی که مشاور جلسه را با خود نوجوان شروع می کند در حقیقت استقلال او را به رسمیت شناخته و او را مسئول نتیجه ی رفتار های خودش دانسته است . علاوه بر این اعتماد نوجوان به مشاور بیشتر می شود چرا که صحبت های مشاور را ناشی از سفارشات والدین به مشاور نمی داند و امتیاز دیگر این است که از سوگیری و گمراهی مشاور به جهت صحبت های والدین در مورد نوجوان پیشگیری می شود.

در مشاوره با نوجوان تاکید می شود که به وسیله مشاوره شناختی ، انگیزه درونی کنترل رفتار و به عبارتی خودکنترلی افزایش یابد و نوجوان مسئولیت رفتارها و عواقب احتمالی آنها را بپذیرد.

[ شنبه سی ام آذر ۱۳۹۲ ] [ 21:37 ] [ ف . رسولی جزی ]

تنظیم سوپاپ های استرس

 

اگر ما نحوه ی کار زود پز را در نظر بگیریم به خوبی متوجه خواهیم شد که انتظار صد درصد داشتن از خود یا دیگران چگونه به سلامتی ما و اطرافیان آسیب می زند.کار زود پز این است که با حبس بخار در درون خود به پخت سریع غذا کمک کند بنابراین سعی زود پز این است که تا حد ممکن از خروج بخار جلوگیری کند . اما آیا زود پز می تواند صد درصد بخار را در خود نگه دارد، پاسخ همه ی ما به این سوال منفی است چرا که می دانیم اگر درصدی از بخارها از زود پز خارج نشود  منفجر شده و ضمن اینکه خودش آسیب می بیند باعث آسیب رساندن به اطرافیان هم می شود . سازندگان زود پز دو خروجی در روی در زود پز به نام سوپاپ تعبیه کرده اند که در مواقع افزایش فشار درون آن عمل کرده و باعث ایجاد تعادل در درون زود پز و سالم ماندن آن می شوند.استفاده کنندگان از زود پز هنگام آشپزی سلامت سوپاپ ها و مسدود نبودن آنها را مورد بررسی قرار می دهند.  

در مقایسه با زودپز دو نوع  قابلمه هم وجود داردکه ما در پخت غذا از آنها استفاده می کنیم ، یکی قابلمه ای که در آن بسته است و به آرامی غذا را می پزد این قابلمه هیچ گونه خطری برای سلامت خود و اطرافیان ندارد و در چنین حالتی غذا خوب جا می افتد و طعم وعطر خوبی دارد. قابلمه نوع دوم قابلمه ای است که در آن باز است و باعث خروج تمام حرارت و بخارهای درون خود می شود و ضمن صرف وقت زیاد غذا هم به خوبی پخته نمی شود .

انسان ها هم از نظر میزان استرس و نگرانی سه دسته هستند . یک دسته افرادی که سطح استرس و نگرانی آنها خیلی بالا است و از خود و اطرافیان انتظار بیش از حد معمول دارند و در نتیجه میزان نارضایتی از خود و دیگران در آنها بالا است و در غالب اوقات دچار نوعی تنش هستند . این افراد  به علت آستانه تحمل پایین  پرخاشگری بیشتری از خود بروز می دهند .

دسته ی دوم افرادی هستند که به اندازه ی لازم استرس و نگرانی دارند یعنی به اندازه ای که  برای کاهش نگرانی و استرس اقدامات لازم را انجام دهند و این اقدامات باعث موفقیت آنها می شود . این افراد واقع بین هستند و انتظار آنها از خود و دیگران معقول و منطقی است و درصدی ناکامی و شکست تعادل آنها را به هم نمی زند و آنها به تلاش خود ادامه می دهند و ضمن تجربه ی موفقیت زندگی آرام و لذت بخشی دارند و دیگران هم در سایه ی آرامش آنها آسایش دارند و خطری آنها را تهدید نمی کند.

دسته سوم افرادی هستند که هیچگونه نگرانی و استرسی ندارند و به عبارتی بی تفاوت و بی خیال هستند این افراد آن چنان تلاشی از خود بروز نمی دهند و در نتیجه به موفقیت هم نمی رسند و معمولا" وابسته به دیگران و سربار آنها هستند  و از زندگی خود لذتی نمی برند.

[ یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 10:36 ] [ ف . رسولی جزی ]

تعداد زیادی از افراد جامعه در گروه های سنی و شغلی مختلف دچار درجاتی از اضطراب و افسردگی هستند و اگر ریشه این اضطراب و افسردگی را بررسی کنیم می بینیم که آنها به شکلی دچار نارضایتی از خود هستند و این نارضایتی را به صورت اضطراب و افسردگی بروز می دهند

در بررسی نارضایتی افراد به این نتیجه می رسیم که آنها می خواهند کارهای خود را تمام و کمال ، خوب انجام بدهند و صد در صد نتیجه بگیرند و چون انجام صد در صدی و بدون خطا و اشتباه کارها برای ما انسانها امکان پذیر نیست ( همیشه درصدی از خطا و اشتباه در رفتار های ما وجود دارد و فقط خدا تمام و کامل است)در پایان ازنتیجه ی کار راضی نیستند.

وقتی افراد به منظور رسیدن به موفقیت صد در صدی تلاش می کنند و به زعم خود نتیجه نمی گیرند دچار خستگی و ناامیدی و عدم رضایت  از زندگی شده و به افرادی افسرده ،روان رنجور و مضطرب تبدیل می شوند و اگر این نارضایتی را به دیگران نسبت دهند به افرادی نا آرام و پرخاشگر تبدیل می شوند.

ما انسانها باید بر اساس اصل جایزالخطا بودن خودمان درصدی از خطا و اشتباه را در زندگی بپذیریم و سعی کنیم که در غالب موارد بدون خطا و اشتباه از تلاش خودمان نتیجه بگیریم نه در همه ی موارد.

[ سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ ] [ 10:34 ] [ ف . رسولی جزی ]
........ مطالب قديمي‌تر >>


درباره وبلاگ

در این وبلاگ سعی بر این است که شما خواننده محترم با جملات مشاوره و پیامهای مشاوره آشنا شده و بتوانید از آنها در زندگی خود استفاده کنید .
لينک هاي مفيد
امکانات وب